فرآیند مددکاری اجتماعی (بخش دوم): تشخیص

image_print

مرحله تشخیص دومین مرحله پس از جمع آوری اطلاعات در مددکاری اجتماعی می باشد. تشخیص در مددکاری اجتماعی یعنی اینکه مشکل یا مشکلات، نیاز و یا نیازهای مراجع بر اساس اطلاعات جمع آوری شده مشخص شود. بررسی مشکل از طریق اندیشه برای تعیین اهمیت، ماهیت و سازمان مشکل و تعیین ارتباط متقابل میان ابعاد گوناگون مشکل و ارتباط آن با حل و رفع مشکل شامل سه بخش است:

  • تشخیص پویایی: شناخت و درک مشکل جاری مددجو به آن گونه که او آن را تجربه می کند و عوامل مؤثر در بوجود آمدن و عوامل تقویت کننده روانی، جسمانی یا اجتماعی و اثرات آن بر روی آسایش مددجو، موقعیت او و خدمات متشکل و منابع مختلف است.
  • تشخیص بالینی: پوششی در جهت رده بندی ماهیت بیماری فرد است. وقتی مشخص شود، ساخت شخصیتی یا افعال و کارهای او خالق یا تأثیر شدیدی بر مشکل و یا حل آن دارد، ماهیت عدم تطابق یا کارکرد شخصیتی مطرح است که نیاز به تشخیص بالینی دارد (ماهیت بیماری، صفاتی که منجر به بیماری شده، نیازها و شیوه های رفتاری که منجر به نارسایی کارکرد اجتماعی او شده و تأثیر این اختلال بر روابط اجتماعی و متقابل او با دیگران و حتی مددکار
  • سبب شناسی (علت و معلول): این تشخیص عموماً کمتر با علل نزدیک و فوری مشکل مرتبط است و اکثر پیوند به آغاز و شرح احوال مشکل و یا مشکلات درون ساخت شخصیتی فرد مرتبط است. تاریخچه تجارب ناموفق و ناسازگار مددجو بویژه راه حل هایی مثل کناره گیری، عقب نشینی، تجاوز یا کشمکش کورکورانه یا سازش و مصالحه به گسترش مشکلات عاطفی و رفتار او بستگی دارد که برای رفع مشکل وی نیاز به درک علل رنجش ها و میزان توانایی مددجو در مبارزه با آنهاست ( بررسی تاریخچه تجارب ناموفق و ناسازگار، راه حل هایی که برای رفع ناملایمات بکار برده مثل کناره گیری، عقب نشینی، تجاوز و کشمکش کورکورانه، سازش و مصالح انحراف یا نوعی جایگزینی سازنده)

سه نکته حائز اهمیت در تشخیص مشکل:

  • ماهیت مشکل و واقعیت هایی که باید بر آنها نفوذ کرد.
  • ماهیت فردی که دچار مشکل شده
  • مقاصدی که جستجو می کنیم و وسایلی که در اختیار داریم

 

گردآورنده: فاطمه قهرمانی (مددکار اجتماعی مؤسسه خیریه توانبخشی معلولین ذهنی تهران)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *